آموزش دانش کفّاره گناهان بزرگ است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 

 

 

تطهیر با جاری قرآن

نصر-تطهیر:[1]                       

لغت «1»

نَصْر: یارى، امداد.

فَتْح: گشایش، پیروزى‏

افْواج: گروه‏ها، دسته‏ها.

تسْبیح: در انسان و جامعه و جهان، یک خط عیب براى خدا ندیدن و او را از تمامى کمبودهایى که هست پاک دانستن.

حَمْد: مرز انسان و حیوان، کارها را به دوش گرفتن و کمبودها را پر کردن.

اسْتِغْفار: پاک‏سازى و خواستن پوزش و غفران.

تَوَّابْ: آن‏که زیاد باز مى‏گردد و راه مى‏دهد. توبه، گاهى با الى‏ متعدى مى‏شود و گاهى با عَلى‏. «تاب الَیْهِ»؛ یعنى به سوى او بازگشت و «تاب علیه»؛ یعنى به او راه داد و به سراغ او آمد.

مقایسه:

با مقایسه کار لغوی معلوم میشود که استاد لغاتی را مورد بررسی قرار داده اند که فهم دقیق آنها تاثیر جدی در تفسیر سوره دارد و لذا معنای لغاتی همچون افواج و تسبیح و حمد را ایشان بیان کرده اند.

چینش «2»

نصر خدا در چه لحظه‏اى مى‏آید و با چه شرایطى؟

چرا «یَدْخُلُونَ فى‏ دینِ اللَّهِ» آمد نه «یَدینُون بِدِینِ اللَّهِ». این انسان است که دین را در خود مى‏پرورد، نه این‏که انسان از دین مدخل بسازد. چرا «افواجاً» آمده، نه «کَثیراً» اگر مقصود کثرت باشد این‏گونه بهتر ادا مى‏شود.

 «فَسَّبِحْ بِحَمْدِ رَبّکَ»، این ترکیب چه مفهوم و چه اشاره‏اى دارد؟ تسبیح به واسطه‏ى حمد، یا تسبیح همراه حمد؟

ارتباط «3»

رابطه‏ى نصر و فتح و هجوم فوج‏ها با یکدیگر چیست؟

رابطه‏ى این هر سه با تسبیح و حمد و استغفار چگونه است که در این سوره اینها این‏گونه با «فاء جواب» پیوند خورده‏اند؟ توّاب بودن خدا پس از این جمله‏ها چه رابطه‏اى را مى‏رساند؟

مقایسه چینش و ارتباط:

ایشان اولا سوالاتی را مطرح کرده اند که ابهام دارد و پاسخ به آنها فهم دقیقی از آیات به ما ارائه میدهد و دوما سوالات را همراه با احتمالاتی که بیان کننده ابهام مورد نظر است ذکر فرموده اند. اما ایشان سوالی از ذکر شدن (و رایت) در آیه دوم سوره نفرمودند.

فضای سوره «4»

آیا راستى تمام پیام این سوره در این است که پس از پیروزىِ نهضتى و شکوفایى انقلابى، رهبر به تسبیح و حمد و استغفار بپردازد؟

آیا رسول پس از نزول این سوره تسبیح گفت و الحمد خواند و استغفار کرد؟ او چه اقداماتى کرد؟ چه گام‏هایى برداشت؟

این استغفار و غفران‏طلبى براى چه ذنبى و پاک‏سازى چه تقصیرى بود؟ تقصیرهاى خودش و یا همراهانش؟ این سوره براى چه کسانى و در چه هنگام مطرح مى‏شود؟ و چگونه باز مى‏شود و از ابهام بیرون مى‏آید؟

نصر و یارى، به فتح و پیروزى و به حرکت فوج‏ها و گروه‏ها مى‏رسد و این گروه‏هاى پراکنده و فوج فوج که به انقلاب، به اسلام روى آورده‏اند، تکلیف رهبر را مشکل‏تر مى‏کنند، این تکلیف چیست؟

در این سوره در برابر نصر و فتح و هجوم فوج‏ها، تسبیح و حمد و استغفار را آورده است. پس این تسبیح و حمد و استغفار، کارهاى رهبر است که باید انجام بدهد و گام‏هایى است که باید بردارد. حال این تسبیح و حمد و استغفار یعنى چه که بزرگ‏ترین کار رهبرى پس از پیروزى و شکوفایى انقلاب است؟ «تسبیح» چه اثرى و «حمد» چه نتیجه‏اى و «استغفار» چه بارى را به دنبال مى‏آورد که باید در این موقعیت حساس که فوج‏ها حرکت کرده‏اند و سیل‏ها راه افتاده‏اند، به آنها پرداخت؟

مقایسه:

ایشان در مورد فضای سوره سوال اصلیشان همان سوال اول است ولی به وسیله سوالات بعدی سعی کرده اند زوایای مختلف این سوال را به صورت جز به جز باز کنند تا در پاسخ یک به یک آنها پاسخ به سوال اصلی راحت تر شود.

فضای سوره را ایشان پیروزی یک نهضت و نقش رهبر در این جریان و نه صرف آمدن نصر الهی دانسته اند.

در ادامه ایشان برای پاسخ به سوالات دو راه را مطرح مینمایند و بعد خودشان طبق هر دو راه عمل میکنند:

1.       بررسی واژه های سوره برای پاسخ گرفتن سوالات مطرح شده 

2.       بررسی زندگی حضرت رسول به عنوان رهبر این پیروزی و اینکه تمام زوایای موارد ابهام در زندگی ایشان قابل دیدن است. 

بعد از مطرح کردن این دو راه به بررسی و تفسیر آیات سوره میپردازند.


 

قسمت اوّل: بررسى واژه‏ها

                        نَصْر

نصر خدا، یارى و حمایت او، چه وقت فرا مى‏رسد؟ این امداد به چه کسانى ارزانى مى‏شود؟

 

  • مادام که زمینه‏ى این نصر و شرایط این امداد را نشناسیم، نمى‏توانیم به نصر او امیدوار باشیم؛
  • بسیارى از راه رفته‏ ها به خاطر همین غفلت به یأس و کفر رسیدند و به انکار نشستند، که نمى‏ توان منتظر آسمان بود، که خدا هم کارى نمى‏ کند.
  • در این آیه هست که: «انْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ». شرط نصر خدا و کمک او فقط یک چیز است و آن نصر ماست. اگر ما به خدا کمک کنیم خدا ما را کمک خواهد کرد.
  •   «تحمل»، «طلب» و «اقدام» اینها جلوه‏هایى از نصر ما هستند و این هر سه زمینه‏ى فرا رسیدن نصر خدا هستند.
  • آنها که رنج‏ها و سختى‏ها به ایشان چسبیدند و تکانشان دادند و زیر و رو شدند تا آن‏جا که پس از سختى‏ها در مقام طلب برآمدند و پرسیدند: «مَتى‏ نَصْرُ اللَّه». از این آیه بر مى‏آید که پس از تحمل سختى و طلب نصر، باز هم نصر خدا نمى‏رسد، که تازه نزدیک مى‏شود؛ «الْا انَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ».
  • آنها که آگاهیشان به حرکت و حرکتشان به درگیرى و درگیریشان به رنج‏ها انجامیده باید اقدامى بکنند؛ که باید همدست‏هایى تهیه کنند و آنها را بکارند تا زیاد شوند و سپس جمعشان کنند و از جمعشان بهره بگیرند. تنها تولد کافى نیست، در حالى که باید این همه به اقدامى منجر شود و تولیدى شکل بگیرد. و این مولودها باید در جایگاه‏ها و پست‏ها نفوذ کنند و دشمن را از داخل منهدم سازند و آن‏گاه در جلویش بایستند و نابودش کنند.

  • همراه اقدام تو، کارهاى دشمن، زمینه‏ساز حرکت توست و سیاهى او خواستار نور و روشنى توست.

  • ضرورت ندارد که از روبرو حمله کنى، قله‏هاى بلند را و صخره‏هاى سرکش را هنگامى که نتوانستند از روبرو فتح کنند، دور مى‏زنند و از پشت راه باز مى‏کنند، که هر قفلى کلیدى مى‏خواهد.
  • در واقع نصر خدا حضور دارد و ما از این نصر هنگامى مى‏توانیم بهره بگیریم و برداریم که آماده‏اش شده باشیم. این آمادگى و زمینه‏سازى براى نصر، کمکى است که به عهده‏ى ماست و نصرى است که برگردن ماست. و همین کار مقدمه‏ى نصر بزرگ و امداد عظیم خداست...

 


[1]تطهیر با جارى قرآن(2)، ص: 189

 





  • کلمات کلیدی :

  • ::: سه شنبه 94/2/15 ::: ساعت 11:57 عصر :::   توسط معین علیزاده 
    نظرات شما: نظر