سوره نصر
طرح سوال و جواب
سوالات چینشی:
*چرا سوره با اذا شروع شد؟ آیا آمدن نصر خدا شرایط خاصی دارد؟
* چرا به جای یدخلون نفرمود یسلمون یا یدینون یا غیر آنها؟
ذکر رایت چه نکته ای دارد و اگر میفرمود و یدخلون چه اشکالی داشت؟
سوالات ارتباطی:
ارتباط بین تسبیح به حمد و استغفار چیست؟
*دستور تسبیح به حمد و استغفار چه ارتباطی با نصر و دخول مردم در دین دارد؟
آیا انه کان توابا مختص به امر به استغفار است یا به کل آیه سوم مرتبط است؟
سوال از فضای سوره:
موضوع محوری در این سوره کدام است؟ آیا میتوان نصرت الهی را محور سوره دانست و مطالب سوره را مسائل مرتبط با آن به حساب آورد؟
متن پاسخ به سوالات:
سوره با فرض وصول نصرت الهی به پیامبر و مسلمین و اقتران فتح و پیروزی با یاری خدا آغاز میشود، سپس فضا و نتیجه ای را که از این فتح بزرگ رخ میدهد را به تصویر میکشد و میفرماید: و میبینی مردم را که به صورت دسته دسته وارد دین خدا میشوند.
بعد از این فضاسازی به وظایف رهبر دینی در قبال این موهبت عظیمی که بواسطه عنایت و کمک خدا حاصل شد میپردازد؛ (موهبت بزرگی که رسول را به قسمت مهمی از اهداف خود که همان هدایت خلق بود میرساند و این دخول افواج مردم در دین در واقع زمینهایست برای هدایت آنها به مراحل بالاتر دین.)
به نظر محوریت نصر در این سوره امر واضحی است.
تحلیل جایگاه نصرت و شرایط آن:
انسان در همیشه تاریخ به دنبال اهدافی بوده است، از اهداف دم دستی مثل تهیه مایحتاج اولیه گرفته تا اهداف بزرگتر مثل رسیدن به حظ بیشتر و تسلط بر دیگران و نیز اهداف معنوی؛ انسانها بعد از اینکه برای اهداف و منافع مشترکی که بینشان بود به یکدیگر پیوستند و گروههای مختلفی را تشکیل دادند، به دلیل طبیعت عالم مادی و تضادهای آن به دلایل مختلفی در جای جای دنیا و در مقاطع مختلف زمان رودرروی یکدیگر ایستادند؛ اما در این رویارویی همیشه فتح و پیروزی با تحمل سختیها و مشکلات همراه بوده است، هرلشکر و گروهی که خواهان پیروزی بوده و هستند، از صبر و تلاش بینیاز نخواهند بود.
مسلمین و پیامبر خدا ص نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند، پیامبر خدا ص نیز از زمان آغاز دعوت حق خود در مکه تا دوران حکومتشان در مدینه پیوسته با جهاد و تلاش و نیز با تحمل مصائب و مشکلات حرکت خود را ادامه دادند تا درهای پیروزی و فتح و یاری خدا به سوی ایشان باز شد.
در فضای مقابله دو گروه بحث نصرت و یاری پیش میآید، هرگروه یا فردی در موقع درگیری و سختی نیازمند کمک از طرف دوستان و آشنایان میباشد، پیامبر و مسلمین نیز در بحبوحه درگیری ها منتظر یاری از ناحیه قادر مطلق بودند، ولی آمدن این یاری و نصرت شرایط خاصی دارد.
قرآن کریم در سوره بقره آیه 214 زمان رسیدن کمک از ناحیه پروردگار را اینگونه تصویر میکند که
یاری خدا بعداز تحمل مشکلات بیرونی و آسیبهای جسمی در حدی که به تزلزل روحی منجر شود خواهد رسید
تسبیح به حمد:
چه بسا این مدتِ طولانی سختی ها و تزلزلی که در دلها ایجاد کرده،در نظر مومنین لکه ای بر دامن کبریایی حضرت حق جل و علی بنشاند، پس بعد از رسیدن نصرت موعود الهی امر میشود به تسبیح و تنزیه پروردگار. البته این امر به تسبیح در مورد پیامبر ص میتواند تعلیمی باشد.
احتمال دیگر هم این است که بعد از نصرت و یاری الهی و رسیدن فتح و پیروزی، به طور معمول انتظارها بیشتر میشود و مشکلات پیش رو از جمله فقرها و آزار حضور منافقین و ... لب ها را به شکایت و چشم ها را به روی بدی ها بیشتر باز میکند چرا که انتظار ها بیشتر شده. در این هنگام است که رهبر یک جامعه مامور است که تسبیح به حمد کند، یعنی بواسطه نشان دادن خوبی ها و زیبایی ها و حمد بر آنها دل ها را از دیدن عیب ها و ناشکری ها باز دارد و ساحت حضرت حق را از بد بینی ها دور بدارد.
در واقع او مستحق تسبیح است چرا که همین بدی های ظاهری اگر به او نسبت داده شود، زیباهستند چرا که نتیجه ی آنها جز مصلحت های عام و بزرگ نیست، همان مصالحی که بواسطه آنها نظام تکوینی عالم برپا خواهد بود.
البته ممکن است باء تسبیح به حمد را باء مصاحبت بگیریم و بگوییم در همراهی و در دلی این تحمید است که تسبیح و منزه دانستن خدا حاصل میشود.
چگونگی نصرت خدا و جنس آن:
با توجه به تعبیر و رایت الناس ... معلوم میشود که نصرتی که حضرت حق به ان اشاره دارند در مورد دین مردم و امر هدایتگری پیامبر است.
ونیز از تعبیر آیه دوم معلوم میشود که چگونگی یاری خدا را باید در اثر آن که داخل شدن مردم در دین است جستجو کنیم، باید ببینیم به طور طبیعی چطور میشود که مردمی مخالف با پیامبر و رسول چطور به سمت دین او سرازیر میشوند آن هم به نحو گروهی و احتمالا جوی. پس باید به دنبال زمینه های طبیعی و اسباب تغییر نظرات در افراد آن هم به نحو گروهی و عمومی باشیم.
به نظر پاسخ با استفاده از آیه اول و قرینهای که در آن است مشخص میشود چرا که فرموده وقتی نصرت خدا و پیروزی بیاید و این طبیعی است که وقتی پیروزی و غلبه مهمی که مد نظر آیه است برسد ( که احتمال داده اند مقصود فتح مکه باشد ) و پیامبر بر مرکز قدرت جزیره العرب مسلط شوند، به طور طبیعی قبایل پراکندهای که خود وابسته به قدرت مکه بودند سر تعظیم فرود بیاورند و داخل در دین و پرچم اسلام شوند.
از آنچه ذکر شد پاسخ این سوال نیز روشن میشود که حکمت تعبیر به یدخلون به جای یدینون یا یسلمون (یعنی به جای این که بفرماید ایشان مسلمان شدند و به دین پیامبر معتقد شدند از تعبیر غریب دخول در دین استفاده شده است) از اینجا ناشی میشود که ورود آنها به دین با توجه به تحلیل بالا و با توجه به قرینه افواجا از روی تحلیل و سنجش و انتخاب عقلی نبوده بلکه به علت تغییر جو غالب و تسلط و قدرت یافتن اسلام میباشد و لذا تعبیر دخول در دین خدا مناسبتر از تعبیر یسلمون است و چه بسا مراد از دخول در دین وارد شدن به سایه اسلام و تحت پرچم اسلام باشد.
نکات تاریخی و نگاه مردم به قدرت نیز موید این مطلب است. سرزمین جزیره العرب محیطی به شدت قبیله ای بوده است و سران قبایل حرف اول را میزدند، در آن محیط اگر رییس قبیله تصمیمی میگرفت تمام قبیله کاری جز اطاعت از فرمان او نداشتند لذا با غلبه قدرت اسلام در شبه جزیره، رؤسای قبایل برای حفظ منافعشان به صورت ظاهری گروه گروه به اسلام میپیوستند و این شرایط کار پیامبر را برای تعمیق دین در بین آن ها آسان تر میکرد.
-أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ (بقره 214)
- برگرفته شده از متن المیزان، 14/235.
نظرات شما: نظر