خدا را شناختم ، از سست شدن عزیمتها ، و گشوده شدن بسته‏ها . [نهج البلاغه]
 

 

 

تطهیر با جاری قرآن

کاظمی

چینشی:

    1:نصر خدا چه زمانی می آید؟ چرا با "اذا"آمده است؟

شرائط نصرت :

    1:طلب مستمر،

البقرة : 214   أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ

2:طلب نصرت الهی، صبر، ثبات قدم

البقرة : 250   وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ

3:اینکه خدا را یاری کنیم

محمد : 7   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ

4:  امیدی به دیگران نداشته باشیم.

یوسف : 110   حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّیَ مَنْ نَشاءُ وَ لا یُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمینَ

 

5:صبر و استقامت

فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَعْمَلَ بِالصَّبْرِ مَعَ الْیَقِینِ فَافْعَلْ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَإِنَّ فِی الصَّبْرِ عَلَى مَا تَکْرَهُ خَیْراً کَثِیراً وَ اعْلَمْ أَنَ‏النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ وَ أَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْکَرْبِ وَ أَنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.

 

جواب سوال:

نصر خدا زمانی می آید که شرائطش را فراهم کنیم و از شرائط مهمه این است که انسان طالب نصر او باشد و برای تحقق چیزهایی که او برایش مهم است اقدامی کند(ان تنصرالله) و خدا را یاری کند و در این راه حتی امیدی به دیگران نداشته باشد. تا توقع و امید  نصر خداوندرا داشته باشد و نصر خداوند به تلاش برای چیزهایی است که او در این خلقت برایش مهم است و سرمایه گذاری کرده است.مثل دین، رسول، قرآن و انسانها

چرا عطف "ورایت الناس" مطرح شده اگر این عبارت حذف چه مشکلی پیش می آید؟

نمی دانم

 

به جای یدخلون چرا نفرمود یسلمون

متدین شدن و تعبیر اسلام و ایمان و واژه هایی است که یک نوع آگاهی و انتخاب در آنها نهفته است یعنی انسان پس از بررسی های مختلف و شناخت نیازهای خود اسلام را به عنوان دین و برنامه زندگی اش انتخاب می کند و این مناسب با جمعیت نصر آن زمان سازگار نیست زیرا آنها زمانی که درانتظار این بود که ببینند رسول با کارهایش به کجا می رسد ایا شکست می خورد یا پیروز تا با پیروزی رسول به او بپیوندند این نشان از انتخاب دین اسلام نیست بلکه نان به نرخ روز خوردن است.

 

فیدخلون فی دین الله افواجا چرا واژه کثیرا نیامده است؟

گروه گروه منظور شاید گروه هم فکری بود که به هم مثلا در یک قبیله بودندو همه دسته جمعی به دین می پیوستند و این خود شاید به تعبیری یک نوع جو گیری بود که گروه گروه می آمدند و بدون انتخاب به دین می گرویدند.

ارتباطی:

ارتباط بین تسبیح به حمد و استغفار چیست؟

این دستور با نصر و دخول ناس چه ارتباطی دارد؟ چرا این دستور می اید؟

جمله انه کان توابا با ماقبل چه ارتباطی دارد؟

فسبح بحمد

أنّ الحمد فی مقابل الذّمّ، و یعبّر عنه بالفارسیّة بکلمة- ستایش، و عن الشکر بکلمة سپاس.

ثمّ إنّ الحمد یلازم التسبیح، کما أنّ نسبة الصفات الثبوتیّة الى اللّه تعالى یلازم نفی الصفات السلبیّة أوّلا، و بهذا اللحاظ قد استعملا مقارنین: فسبّح بحمد ربّک، یسبّحون بحمد ربّهم، و نحن نسبّح بحمدک، الحمد للّه الّذی لم یتّخذ ولدا و لم یکن له شریک، و یسبّح الرّعد بحمده، و إن من شی‏ء إلّا یسبّح بحمده.

و الجارّ و المجرور (بحمده) متعلّق بمقدّر، فیکون مستقرّا فی محلّ حال، أی فسبّح اللّه کائنا و مستقرّا بالتحمید. أو متعلّق بالتسبیح، و المعنى فسبّح بإلصاق الحمد و بسبب التحمید، فکأنّ التحمید هو الموجب لتحقّق التسبیح و به یتحقّق فهو الّذی ثبت له الحمد، و له الغنى و المجد و العزّة و الحکم و الولایة، و لیس فیه ضعف و لا نقص و لا احتیاج و لا محکومیّة.

المیزان فَاصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها ..."طه المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏14، ص: 235

و قوله: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ» أی نزهه متلبسا بحمده و الثناء علیه فإن هذه الحوادث التی یشق تحملها و الصبر علیها لها نسبة إلى فواعلها و لیست إلا سیئة یجب تنزیهه تعالى عنها و لها نسبة بالإذن إلیه تعالى و هی بهذه النسبة جمیلة لا یترتب علیها إلا مصالح عامة یصلح بها النظام الکونی ینبغی أن یحمد الله و یثنی علیه بها.

نتیجه نصرت الهی:

    1:کسی بر ما مسلط نمی شود

آل‏عمران : 160   إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

2:ثبات قدم :

محمد : 7   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ

 

نصری اتفاق افتاده است و در این نصر و مردم که رو به دین آورده اند گاهی نگاهی خاص عیوبی را به خدا نسبت می دهند که مثلا ما که اسلام اردیم چرا دیگر بلاو ... این چه خدایی است و ... کار رسول این است که این فاصله بین مردم و خدا را تصحیح کند. با تسبیح و دور دانستن خدا نسبت به عیوبی که به او به نسبت می دهند و باید حمد کند چرا که اثر این کاری که خدا کرده(نصر) اثرات جمیلی دارد و اثرات خوبی دارد که چنین کاری شایسته ستایش و تحمید است. و به قول علامه این تسبیح نوعش این است که متلبس به حمد باشد.

نتیجه نهایی در این نوع ترکیب:

تسبیحی که می کنی همراه با ستایش خداند باشد. یعنی این نگاه اشتباهی که مردم به خداوند در این نصرت پیدا می کنند و توقعات اشتباهی که دارند و نگاه منفی که به کار خداوند پیدا می کنند و حرفهایی نسبت می دهند تو خداوند را همراه با ستایش و اینکه کاری کرده است کارستان، منزه بدار و فاصله مردم و خداوند را با نسبت های ناروایی که می بندند ، با تسبیح به حمد تصحیح کن.

واستغفره

در این راه شاید احساس کنی که نتوانی آنچه را که خداوند درامر تسبیح به حمد از تو می خواهدانجام دهی و آن طوری که او میخواهد امر تسبیح را انجام دهی و ریزه کاری هایی داشته باشد که دیگر قدرت تو نباشد اگر متصل به قدرت پوشش خداوند نشوی پس تلاشی کن و زحمتی داشته باشد تا پوشش خداوند را برای خود به ارمغان بیاوری.

به کمک تحمید و ستایش و با همراهی این ستایش، تسبیح کن و نسبتی که به خدا می بنند و شایسته او نیست را منزه نما. با اثری از نصر و اتفاقاتی که در زندگی مردم روی داده است خدا را متوجه شوندکه مورد ستایش است و زمانی که این اتفاق افتاد همراه این نوع تحمید تنزیه نما.

کار ناتمام است و بقیه اش را در کلاس مطرح خواهم کرد.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 94/2/9 ::: ساعت 9:50 صبح :::   توسط علی کاظمی 
    نظرات شما: نظر