برداشت آزاد-تفسیر سوره مسد مرحوم صفایی-آثار خسارت
- از خسارت وجود و عمل می رسی به بی اصلی ویا چشم پوشی از اصولت
وقتی در وجودت ارباب متفرق نشست و محرک واحدی نداشتی ویا محرکی پست تر از ارزشت داشتی، ناچار ملاکها ومعیارهایت را از آنها میگیری یا چند اصلی می شوی که در تو تخم نفاق می کارد و در تضادها به سردی و دلزدگی میرسی یا طعمه بالادستی هایی می شوی که با جلوهها، اصولشان را بر اصول پست تو حاکم می کنند.اگرهم نتوانستی اولویتها را رعایت کنی و یا تمام توانت را بکاربگیری تاخودت و امکاناتت و دیگران را توسعه و جهت دهی دیگرانی که صد پیش شان است نود تو را مدیریت می کنند و تو مهره آنها می شوی و در زمین آنها و با قواعد آنها بازی خواهی کرد.
- بی اصلی و چشم پوشی از اصول می رساند به کفر
بزنگاه اصول، در دوراهیهای انتخاب است. انتخاب هدف، انتخاب طرح ونقشه، انتخاب مسیر، انتخاب وسیله. تمام اینها هم باید با شابلون نیازو ساخت انسان محک بخورند.کفر استفاده نکردن به جا و به موقع و به اندازه از نعمتها و امکانات و دارایی هاست و شکر در مقابلش. زندگی انسان، میدان انتخابهای اوست. یله رفتنها ویا کوتاه آمدنها، به تدریج نیازهای اصلی ات را بی پاسخ می گذارد وتورا ساخت دیگری میدهند و ذائقه ات را عوض می کنند.شابلونت که عوض شد طرح ونقشه است هم براساس آن می شود. و به کفر می رسای. که کفر پوشاندن داراییهایی اصلی است. و نتیجه اش بهره نگرفتن از آنها. و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا
- کفر می رساند به محرومیت
شابلونت که عوض شد، عوالم پیچیده و بهم مرتبط ولی با تو هماهنگ نیست. او سنتهای خودش را دارد.سنت این است که عاقبت با متقین باشد. سنت این است که ..... تسخیر، ساخت هواپیماورفتن به فضا و مهار سیلاب و شکافتن عمق زمین نیست که اینها مهار طبیعت است نه عوامل در هم تنده آن. پس در رسیدن به آنجا که باید، یا عقیم هستی ونازا و یا دلسرد و بی انگیزه.
- محرومیت می رساند به ضعف
امکان استفاده از سرمایههایت را که ازدست دادی و از آنها بهره نگرفتی، بازوهایت تحلیل می رود.هدایتها را که از دست دادی و رزقها را که پس زدی، ویروسهایت زیاد می شود. تب می کنی. و اینرا در ابتدای راه که هنوز برای هدایتت به تو نگاه نمی کنند بلکه به انسان بودنت نگاه می کنند حس می کنی. ولی می رسی به جایی که شیاطان را هم درس میدهی و خودت ویروسی و سینه ات برای تحمل نکبت، فراخ.
- ضعف می رساند به عذاب
خواری و درماندگی و تحقیرو... را یا در درونت حس می کنی یا خواهی دید یا دیگرانی برایت به قضاوت نشسته اند. آنجا که برای هیچ جان میدهی و برای پشیز، ازخواب و خوراک خودت را محروم می کنی. اینها عذاب نقدند.
نظرات شما: نظر