محمدهادی قراباغی
سورةُ المَسَد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ (2) سَیَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ (3) وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (4) فی جیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (5)
«1» لغات
· تب: زیان دیدن و به هلاکت رسیدن
· اغنی عنه: اغنی وقتی متعدی بنفسه باشد بمعنای بینیاز کردن است و وقتی با عنه متعدی شود بمعنای کفایت کردن و جایگزینی میآید.
· یصلی: به آتش نزدیک شدن و سوختن
· جید: گردن
· مسد: طنابی از موی شتر یا نخل خرما
«2» سوالات چینشی
علت تکرار تباب چیست و چرا یکبار به دستهای ابولهب نسبت داده شده و یکبار به خودش؟
چرا ما اغنی با عنه آمده و نگفته ما اغناه ؟ چرا مال بر ماکسب مقدم شده؟
موصوله بود ما کسب چه نکته ای دارد و چرا آن را مبهم آورده و معین نکرده؟
چرا از ماده صلو برای وعده به عذاب استفاده می کند و نمیگوید مثلا یدخلون نارا که شاید واضحتر باشد؟
توصیف امراه به حماله الحطب و اینکه در گردنش طنابی از لیف خرما هست، چه پیامی را بیان میکند؟
استفاده از لفظ جید چه تفاوتی با عنق و رقبه دارد؟ و چرا از تعبیر فی جیدها استفاده شده است؟
«3» سوالات ارتباطی
رابطه تباب دست با تباب نفس ابولهب چیست؟
رابطه مال و ما کسب چیست؟ چه مناسبتی بین تباب نفس و عدم کفایت مال و ما کسب میباشد؟
آیا خسران نفس به نزدیک شدن به آتش میانجامد؟ ارتباط زن ابولهب با جریان خسران او چیست؟
«4» سوالات فضاومخاطب
آیا فارغ از جریان ابولهب میتوان از این سوره در باره خسران انسانها و علتها و راهکارهای رهایی آنها بهرههایی برد؟ آیا این سوره درباره همه کسانی است که ارزش خود را فراموش کردهاند و به اموال و دارائیهاشان تکیه کردهاند؟
برای شناخت فضای سوره دو راه پیش روی ماست:
1. به بررسی زندگی ابولهب بپردازیم (چرا که آیات درباره او صادق است) و کنکاش کنیم در این که او که بوده و چه کرده و چه ویژگیهایی داشته و چگونه میاندیشیده و موضع گیری میکرده.
سپس با این بررسیها به قواعد کلی قابل تسری به غیر ابولهب برسیم و به هدایتهای سوره دست یابیم.
2. یک راه هم این است که با مراجعه به آیات دیگر مفهوم تباب که محور این سوره است را بررسی کنیم و به فضای گفتمانی قرآن برسیم و بتوانیم با این آشنایی از فضای سوره به نکات هدایتی آن نزدیک شویم.
نکته: باتوجه به کم تکرار بودن ماده تباب در آیات و با توجه به نزدیک بودن معنای خسران به این ماده از جهت معنا و مفهوم و پر تکرار بودن آن در آیات، میتوانیم از استعمالات ماده خسر در آیات برای این کار بهرهمند شویم.
بررسی لغت تباب و خسران در آیات
بیش از 60 مرتبه ماده خسر در آیات کریمه آمده است و در روایات فراوانی نیز این ماده استعمال شده است.
خسران و زیان در جایی معنا میدهد که شخصی به دنبال هدفی باشد و با داشته هایش به آن نرسد و سرمایههایش را نیز ازدست بدهد. لذا ما باید در این آیات و روایات به این مسأله توجه کنیم که خسر در چه فضایی و در از دست دادن چه اهدافی مطرح است؟!
یکی از نکاتی که با بررسی استعمالات خسر در آیات و روایات معلوم میشود این است که خسر در فضای خاصی استعمال شده است و متعلق آن مسائل عادی روزمره و زیانهای مردم در بازار و معاملات معمولی نیست بلکه خسر در از دست دادن نفس انسان و عمل او و اهل او و دنیا و آخرت اوست.
نمونهای از این آیات:
o خود افراد.(یا تعبیر نفس شده یا نسبت داده شده به خود افراد)
(الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (12))-(وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ )
o - اهل (فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ)
o دنیا
o آخرت (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ (11)
o عمل
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً (103)
((امیرالمومنین ( علیه السلام ) : من قصر فی أیام أمله قبل حضورأجله فقد خسر عمله وضره أجله / نهج البلاغه خطبه 28))
نتیجه این که درمیابیم در نگاه قرآن کسی که خود را و اهلش را از دست داده و یا اصلا به دنبالش نبوده خاسر است و هالک، ابولهب نیز چون خود را فراموش کرده بود و غایت و هدف خود را اموال و دارائیهایش قرار داده بود، به خسران رسید..
بررسی زندگی ابولهب
...
تَبَّت یَدا...
انسان تشنه است و عطش عظیم دارد، و برای رفع این تشنگی به دنبال آبها یا سرابهایی میرود.
اگر راهش را صحیح انتخاب کند و به سمت آب گوارا حرکت کند، خسران و زیانی نخواهد دید ولی اگر به بیراهه رفته و به سمت سرابها بتازد، قطعا خسران خواهد دید. تلاش او در حرکت به سمت آنچه کوچکتر از سرمایههایش است، مثل مال و دنیا، محکوم به خسران است ولذا آیه از تباب دستان ابولهب سخن میگوید که مظهر حرکت اوست و چون هدف حرکتاش کمتر از اوست چنانکه گوید (ماأغنی عنه ماله و ماکسب) به ناچار او، خودش و تلاشهایش محکوم به تباب هستند(تبت یدا ابی لهب و تب)
نتیجه این خسران سرمایه و خسران تلاش ها که ناشی از انتخاب غلط اهداف و مسیر است، چیزی نیست جز آتش شعله ور.
همسر و همراه او نیز که او را در پیمودن این مسیر اشتباه یاری میداد(وامرئته حماله الحطب)، به جای مدال و گردنبند افتخار و تفاخر(جید)، در گردن خود طنابی خشن از لیف خرما دارد که کنایه از خسران محسوس در نگاه مادی آن هاست برای تقریب و ملموس کردن فضا.(فی جیدها حبل من مسد).
نظرات شما: نظر