پندها چه بسیار است و پند گرفتن چه اندک به شمار . [نهج البلاغه]
 

 

 

تطهیر با جاری قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به سوالات:

سوالات چینشی:

1.       نصر خدا چه زمانی می آید؟ چرا با "اذا"آمده است؟

·        طلب نصرت از خداوند بعد دچار شدن در سختیها و دگرگونیها به دلالت این آیه: (مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ)

·        استقامت و صبر در برابر آزار و اذیت مخالفین حق: (فَصَبَرُوا عَلى‏ ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا)

·        در مقام یاری مومنین که جایی است که در برابر مجرمین ذلیل باشند از لحاظ امکانات و نفرات بعد از آنکه بینات آمده است: (فَجاؤُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ) و (وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ) و (لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فی‏ مَواطِنَ کَثیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ)

·        زمانی که رسولان حق از مردم ناامید شوند در یاری کردن مردم از حق و گمان به اینکه مردم به ایشان دروغ گفته اند: (حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا) و (إِلاَّتَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ)

2.      چرا عطف "ورایت الناس" مطرح شده اگر این عبارت حذف چه مشکلی پیش می آید؟

·        شاید نکته اینکه پیامبر بایستی شاهد این جریان باشد این است که چون محور اصلی نصر الهی در برابر دشمنان حق اوست و مومنین به برکت وجود او که همراه با بینات الهی است مورد نصر الهی قرار میگیرند زیرا درخواست رسول الهی یکی از ارکان آمدن نصر الهی است: (مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ) و (حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا) و (إِلاَّتَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ)

3.      چرا به جای یدخلون چرا نفرمود یسلمون؟

·        واژه سلم در لغت التحقیق چنین آمده است: و التحقیق: أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّة: هو ما یقابل الخصومة و هو الموافقة الشدیدة فی الظاهر و الباطن بحیث لا یبقى خلاف فی البین. و من لوازم هذا المعنى مفاهیم الانقیاد و الصلح و الرضا.[1]

در جریان فتح مکه ورود مردم و مشرکان مکه در دین چون در شرایطی قرار گرفته بودند که مجبور شدند نمیشود گفت که ار ته دل بوده است و صرفا یک دخول ظاهری بوده ولی تسلیم با توجه معنای آن هم باید ظاهری باشد هم باطنی.

پس شاید بشود گفت وجه اینکه تعبیر به یدخلون آمده است همین مطلب فوق باشد.

سوالات ارتباطی:

1.      ارتباط بین تسبیح و حمد در یسبح بحمده چیست؟

·         در مورد تحلیل همراهی تسبیح با حمد در تفسیر المیزان ذیل آیه 130 سوره طه چنین آمده است:

و قوله: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ» أی نزهه متلبسا بحمده و الثناء علیه فإن هذه الحوادث التی یشق تحملها و الصبر علیها لها نسبة إلى فواعلها و لیست إلا سیئة یجب تنزیهه تعالى عنها و لها نسبة بالإذن إلیه تعالى و هی بهذه النسبة جمیلة لا یترتب علیها إلا مصالح عامة یصلح بها النظام الکونی ینبغی أن یحمد الله و یثنی علیه بها.[2]

با توجه به تحلیلی که ایشان در این آیه و آیات مشابه این تعبیر دارند این موارد به دست میآید:

·         با در بحمده به معنای تلبس است یعنی تسبیح با حمد خداوند همپوشانی دارند و این کلام برای دو واقعه صادر نشده که نسبت به یکی تسبیح باشد و نسبت به دیگری حمد به خلاف جایی که حمد همراه واو آمده است.

·         در وقایعی که این تعبیر در قرآن برای آنها به کار رفته با اینکه یک واقعه و یک امر بیشتر نیستند ولی دو حیثیت دارند:

o        از حیث نواقص و زشتیها و نیازهایی که مربوط به فاعلان مستقیم این وقایع است باید خداوند را نسبت به آنها تنزیه کرد.

o        نسبت به اینکه اذن الهی در همه این حوادث بوده و قضای الهی به این حوادث است پس جمیل و زیباست و زیبایی آن در نگاه کلی به این وقایع قابل رویت است. از این جهت جایگاه حمد وستایش خداوند است که همه زیبایی ها مال اوست.

2.      دستور تسبیح به حمد و استغفار چه ارتباطی با نصر و دخول مردم در دین دارد؟

·         با توجه به ارتباط یسبح بحمده مقداری از پاسخ به این سوال در بخش ارتباط تسبیح بحمد با نصر و دخول مردم در دین واضح میشود زیرا واقعه فتح مکه نیز از حوادثی است که دو حیثیت در آن دیده شده فلذا مورد دستور خداوند قرار گرفته به تسبیح متلبس به حمد

اما وجه ارتباط نصر و دخول مردم با امر استغفار شاید این باشد که با اینکه پیامبر اکرم نهایت سعی خود را داشتند برای هدایت مردم ولی در نهایت آنها به مرحله تسلیم نرسیدند و در حد دخول ظاهری در دین اتفاق افتاد پس این امر به استغفار میتواند دو جهت داشته باشد:

o        جهت اول اینکه طلب استغفار رسول برای مردمی باشد که به ظاهر به دین خدا گرویده اند و این استغفار برای آنها آمرزش الهی را به همراه داشته باشد و مردم را از زشتی های درونشان در برابر قهر الهی حفظ کند.

o        جهت دوم برای رفع دنباله های نواقص اینگونه دخول در دین مردم از رسول باشد ولو اینکه حضرت نقصی در انجام رسالتشان نداشتند و در این طلب استغفار الباس چیزی است که رسول را از زشتی های درون مردم مکه محفوظ دارد.

3.      آیا انه کان توابا مختص به امر به استغفار است یا به کل آیه سوم مرتبط است؟

·         اینکه خداوند متعال برگشت میکند به استعلا و بخشش به سمت بندگانش ارتباط دارد با در امان قرار دادن بندگانی که در باطن زشتی هایی دارند از عذاب خودش و دوم اینکه نواقصی در این واقعه بوده است را نیز جبران میکند و این برخورد از صفات جمال الهی است که همگان موظفند در برابر این فضل الهی او را ستایش کنند.



[1] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏5، ص: 189

[2]المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏14، ص: 235





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 94/2/9 ::: ساعت 12:15 عصر :::   توسط معین علیزاده 
    نظرات شما: نظر